*هور*
مشخصات فردي
ويژگيهاي من

غيرقابل تحمل: بد قولي/چاپلوسي/بدحجابي
علايق من

ورزش: پياده روي
کتاب: ديوان حافظ... رمان هاي رضا امير خاني... به مجنون گفتم زنده بمان
موسيقي: مداحي / سنتي
فيلم: خداحافظ رفيق
غذا: غير آش
روز هفته: پنج شنبه
فصل سال: پاييز
تيم فوتبال: بچه كه بوديم استقلالي بوديم
تفريح و سرگرمي: شعر خواندن/نوشتن/ نت
پاتوق: جمكران /حرم

از نگاه ديگران
فرستنده : immolate   چهارشنبه 20/2/91
immolate
If I can stop one Heart from breaking
I shall not live in vain.
If I can ease one Life the Aching
Or cool one Pain
Or help one fainting Robin
Unto his Nest again
I shall not live in Vain.

Emily Dickinson
فرستنده : نـــياز   پنج شنبه 10/1/91
نـــياز
من از اشکی که می ریزد ز چشم یار می ترسم

ازآن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم

همه ماندیم درجهلی شبیه عهد دقیانوس

من از خوابیدن منجی درون غار می ترسم

رها کن صحبت یعقوب و کوری و غمِ فرزند

من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم

همه گویند این جمعه بیا، امّا درنگی کن

از این که باز عاشورا شود تکرار می ترسم

شده کارحبیب من سحرها بهر من توبه

ز آه دردناک بعد استغفار می ترسم

تمام عمر، خود را نوکر این خاندان خواندم

از آن روزی که این منصب کند انکار می ترسم

شنیدم روز و شب از دیده ات خون جگر ریزد

من از بیماریِ آن دیده ی خون بار می ترسم

به وقت ترس و تنهایی تو هستی تکیه گاه من

مرا تنها میان قبرخود نگذار می ترسم

دلت بشکسته از من لکن ای دلدار رحمی کن

من از نفرین و از عاق پدر بسیار می ترسم

هزاران بار رفتم از درت شرمنده برگشتم

ز هجرانت نترسیدم ولی این بار می ترسم

دمی وصلم، دمی فصلم، دمی قبضم، دمی بسطم

من از بیچارگیّ آخر این کار می ترسم

جهان را قطرۀ اشک غریبی می کند ویران

من از اشکی که می ریزد ز چشم یار می ترسم
فرستنده : حماسه مجنون   شنبه 5/1/91
حماسه مجنون
يـــــــــــــــــاري اندر كس نميبينم ياران را چه شد
دوستـــــــــــي كي آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حيوان تيره گون شد خضـــــر فرخ پي كجاست
خون چكيد از شاخ گل باد بــــــــــهاران را چه شد
كس نمي گويد كه يــــــــاري داشت حق دوستي
حق شناسان را چه حــــال افتاد ياران را چـه شد
شهر يـــــــــــــــــــاران بود و خاك مهربانان اين ديار
مهربـــــــــــــــاني كي سر آمد مهربانان را چه شد
لعلي از كان مـــــــــــــــروت بر نيامد سال هاست
تابش خورشـــــــــيد و سعي بادو باران را چه شد
گوي توفيــــــــــــق و كرامــــــت در ميان افكنده اند
كس به ميــــــــــــدان در نميآيد سواران را چه شد
صدهزاران گـل شكفت و بانـــگ مرغي بر نخاست
عـــــــــــندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد
زهره سازي خوش نميسوزدمگر عودش بسوخت
كس ندارد ذوق مستــــــــي ميگساران را چه شد
حافظ اســــــــــرار الهــــي كس نمي داند خموش
از كه مي پرسي كه دور روزگــــــــــاران را چه شد
    صفحه 1 از 4 ( 11 نظر)  < 1 2 3 4 >  
مشخصات
*هور*


نام: *هور*
جنسيت: زن
استان محل سكونت: قم
شهر: قم
تاريخ عضويت: 17/10/89
سن وبلاگ : 1 سال و 4 ماه و 13 روز
تحصيلات: ليسانس

درباره خودم: با تو دوباره درد دل آغاز مي كنم .. اين سفره را به خاطر تو باز مي كنم
بهترين حرف: الهي هب لي كمال الانقطاع اليك


آخرين يادداشت وبلاگ

ParsiBlog.com ® © 2010