سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
تسبــیــ ـ ـ ـح واژه ها

تسبــیــ ـ ـ ـح واژه ها
*هور*[185]
با تو دوباره درد دل آغاز می کنم .. این سفره را به خاطر تو باز می کنم 
قالب وبلاگ
   1   2   3   4   5   >>   >

 


اینم شرح حال *هور* به زبان شعر...


لطفا با پی نوشتاش بخونید!



هور یعنی دختری بی عاطفه


دارد از دنیا و از عقبی گِـــــلِه


 


می زند غُر ای خدا من کیستم؟


آدمـــــــم؟ آدم نمایم؟ چیستم؟!


 


دختری حساس ومغرور و عُنُق


وقت صحبت می زند گاهی تُپُق


 


چندسالی درس حوزه خوانده است


فعلا از سطح سه او جا مانده است


 


دوستان با صـــــــفایی دارد او


وَه! عجب حال و هوایی دارد او


 


گاهگاهی شعر میگوید تپُل


از بهار و سبزه و از باغ و گل


 


گه گداری که دلش غمگین شود


قـــلب ناپاکش اگر سنگین شود


 


با شهیدان گفتگویی می کند


یا که کـــسب آبرویی می کند


 


خوب می داند دلش آلوده است


دور از یاد شــــهیدان بوده است


 


لیک می داند که آن مردان مرد


آن جوانمردان میــــــــــدان نبرد


 


با بَدان هم همچو خوبان دوستند


گرچه خوبند با دل و جان دوستند


 


هور نامش یادگار باکــــــــری است


معنی هورالعظیم دانی که چیست؟


 


کاش یکبار دگر با چشــــم دل


بیند او مجنون و هور وخاک وگِل


 


شعر امروزم اگر زیبــــــا نبود


یا پر از شور و پر از غوغا نبود


 


این دل تنگم کمی حالش بد است


 نه! نگویی مشکلی پیش آمده است


 


حال دلها گه بد و گه بهتر است


حـــال امروز من از بد بدتر است


____   ____  _____


پ . ن :اول اینکه چون عکسی پیدا نکردم مناسب این پست


دست خط خودمو گذاشتم!


 دیگه اینکه اون دسته از دوستان بزرگواری که شاید از روی تعارف


هر روز به وب بنده سر میزنن و نظر میذارن و...


همینجا میگم که  خداشاهده من راضی نیستم احدی به خاطر رو در واستی


برای من نظر بذاره!


من این وب رو برای دلم زدم نه برای جمع آوری نظراتی که گاهی فقط دلمو میسوزونه!


برام دعا کنید....



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ یکشنبه 31/2/91 ] [ 12:6 عصر ] [ *هور* ]

این هم یکی دیگه از غزلهای ما....




چشمان تو آرامش چشمان بارانی من


تیر نگاهت میخورد بر قلب طوفانی من




غرقم به دریای غمت با زورقی بی بادبان


تو ناخدایی می کنی در اوج ویرانی من




دارد سر و سِری دلم با پیچش زلفت کنون


آخر هویدا می شود این عشق پنهانی من




دنیا بداند نقش تو بر لوح جانم حک شده


بنوشته نامت را خدا بر روی پیشانی من




دیگــر تو از پیشم مرو جانا کنار من بمان


تا بشنوی با گوش خود شرح پریشانی من


___  ____  _____


پ . ن : تو از تمام غزلهای ناب نابتری...



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ شنبه 30/2/91 ] [ 11:6 صبح ] [ *هور* ]

اون روزم مث بقیه روزا راه خودشو میرفت


کمتر تو کوچه وخیابون حواسش به این و اونه!


گاهی اوقات اقوام ازش گله میکنن که فلانی تو خیابون به ما محل نذاشت!


نمیدونن که فلانی سعی میکنه سر به زیر راه بره تا نگاهش...


با دوستش دنبال یه کاری رفته بودن


موقع برگشت مسیر روپیاده میومدن


داشتن باهم حرف میزدن از همه جا


یهو متوجه شد که دوتا پا از روبه رو داره میاد سمتش!!!


دید که مردی انگار به قصد در آغوش کشیدن اون دختر... استغفرالله!


خودشو کشید کنار و دوستشو هول داد که به اون نامرد نخوره


اما حالش بهم خورد از هرچی نامرده مرد نماست!


راستی به کجا داریم میریم ما؟


چرا یه لحظه پیش خودمون فکر نمیکنیم که ماهم ناموس داریم


ناموس ما هم گذرش به کوچه و خیابون میفته دیگه!


چرا وقتی پای هوی وهوس میاد وسط چشامون کور میشه؟!


مگه لذت تنه زدن به نامحرم چقدره که به خاطرش آتیش جهنمو میخریم؟!


کاش میدونستیم که پیامبر اکرم فرمودند:


اگر انسان خوک آلوده به نجاست را بخورد بهتر است از اینکه


شانه اش با شانه ی نامحرم برخورد کند!


_____ _____ _____


پ.ن: فأین تذهبون؟



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 29/2/91 ] [ 11:41 صبح ] [ *هور* ]

گفتم از خیل رفیقان شاعری که در محکومیت اون خواننده ی حیوان صفت


شعر گفتن عقب نمونم


ان شاءالله امام هادی علیه السلام این دوبیتی رو از من روسیاه قبول کنن



ما منتظریم تا که مهدی برسد


بر منتظران وقت خوش عهدی برسد




گویید به ملعون دو عالم شاهین


که منتقم امامِ هادی برسد


__________ ________ ________


دوبیتی دوم :


حیوان صفتی یا خود شیطانی تو؟


دنیـــا همه فهمید چه نادانی تو




توهین و جسارت به امام هـــادی؟!


فرداست که مثل سگ پشیمانی تو


_______ __________ ________


پ .ن: در دوبیتی اول به جای واژه ی نحس شاهین از واژگان دیگری


چون کفتار ، کرکس و خفاش هم میتوان استفاده کرد!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ پنج شنبه 28/2/91 ] [ 6:34 عصر ] [ *هور* ]

این مهدیه کچلمون کرد از بس گفت یه شعر برا منم بگو!




من برایت شعر گفتم مهدیه


گشته ای عنوان پستم مهدیه




لیدر خوبی برایم بوده ای


گرچه از هفت دولتی آسوده ای




کاش جای حذف وبهای شما


می نمودند از تنت سر را جدا




تا که یک عمری بیاساییم ما


به درَک هرچند تنهاییم ما




دست بردار از سر تاسم کنون


به همه گویم که تو داری جنون




کم به زیر فید بنده لایک زن


از من و از این وب من دل بکن




مهدیه ای کاربر مجنون ما


خون نمودی این دل پر خون ما




مهدیه ای لیدر استاد هور


آرزویت را نبردی تو به گور




آرزویت شعرهای بنده بود


شعرهای پر ز شور وخنده بود




آرزویت را برآورده است هور


کم نِما شکوه که نامرد است هور


____ ____ _____


پ.ن:بیخوابی هم بد نیستا این شعر رو ساعت یک و ربع دیشب(بامداد) سرودم!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ پنج شنبه 28/2/91 ] [ 10:13 صبح ] [ *هور* ]
   1   2   3   4   5   >>   >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

*هور*[185]
با تو دوباره درد دل آغاز می کنم .. این سفره را به خاطر تو باز می کنم
برچسب‌ ها
()
امکانات وب