سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
تسبــیــ ـ ـ ـح واژه ها

تسبــیــ ـ ـ ـح واژه ها
*هور*[185]
با تو دوباره درد دل آغاز می کنم .. این سفره را به خاطر تو باز می کنم 
قالب وبلاگ
   1   2      >

همچون مدرسه میماند ؛ دنیا را می گویم


که ما انسانها دانش آموزان این مدرسه ایم


معلمانش هریک در دانشکده تربیت معلم ، دانشجوی ممتاز بوده اند


و چه معلمان عالمی دارد ، همگی اولیاء الله اند...


 


در مدرسه دنیا ، بعضیها خوب درس میخوانند و به تکلیفشان عمل میکنند و هرسال نمونه میشوند


اما بعضی نه!!!


بارها و بارها درکتاب دینی خواندیم : لا یکلف الله نفسا الا وسعها


مدیر و معلم که بیش از حد توان دانش آموزان انتظار ندارند


اما...



 


اجازه ! اجازه ! من یکی از دانش آموزان این مدرسه ام که بارها خوانده یا نخوانده در آزمونها شرکت کرده ام!


اجاز ! میدانم که سوالات خارج از کتاب نیست ، اما من که همه کتاب را به دقت نخوانده ام!


اجازه ! به گمانم سطح بعضی از آزمونها بیشتر از دانسته های من است!


اجازه ! من صرفا نمره قبولی نمیخواهم؛ میخواهم رتبه ام بالا شود


اجازه ! من مثل همیشه نیاز به راهنمایی دارم ، هنگ کرده ام ! کمکم میکنی؟


_________  _________   __________  ________   __________  _________


هورنوشت 1:کاش میشد منم شاگرد ممتاز این مدرسه شم!


هورنوشت 2:حیف نیس معلمای به این خوبی اما شاگردایی....


هورنوشت 3:گاهی وقتا انقد تو آزمون کم میارم که نمره م زیر 10 میشه:(


هورنوشت 4:هر روز درحال امتحان دادنیم اما حواسمون به امتحان نیس!!!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 27/7/90 ] [ 9:43 عصر ] [ *هور* ]

بنامش و بیادش...


سلام به دوستای خوب پیامرسانی:)


این مدت که تو پیامرسان بودم خیلی چیزا یاد گرفتم


دوستای خیلی خوبی پیدا کردم و...


اما شاید تو این مدت ؛ عده ای ازدستم دلخور شده باشن:(


یا خدایی نکرده دلی رو شکسته باشم و چشمی رو اشکبار کرده باشم:(:(


شرمنده ام ! عذر تقصیر ! حلال بفرمایید آخه انسان ممکن الخطاست:)


 



راستی همین الان برای خداحافظی از پیامرسان یه تفال زدم به حضرت حافظ


آخه من شعرای حافظ رو خیلی دوس دارم:)


جواب اومد:


دوش آگــــهی ز یار سفر کرده داد ، باد


من نیز دل به باد دهــم ، هرچــه باد باد


خب اگه احیانا بدی دیدین حقتون بود:دی


خوبی هم دیدین دیگه ببخشین اشتباه شده:دی


نه ! مزاح بود:)


اگه بدی دیدین حلال بفرمایین .. خوبی هم که تو ذات ما نیس:(


قول میدم هروقت آقا امام زمان و بانو حضرت معصومه دعوتم کردن بیاد تک تکتون باشم...


 



 


____   ____   ____   ____   ____


هور نوشت1: اگر بار گران بودیم رفتیم / اگر نامهربان بودیم رفتیم


هورنوشت2: حلال بفرمایید


هورنوشت3: برای همیشه نمیرماااا  برمیگردم یه روزی ان شاءالله:)


هورنوشت4: وبلاگم بروز میشه ..... تو رو خدا به وبلاگم سربزنین:دی


هورنوشت5: از دل نرود هر آنکه از پیامرسان برفت دیگه ! بله؟:))


هورنوشت6: دعاگوییم و بسی محتاج دعا


هورنوشت7: وبالوالدین احسانا (عاقبت بخیر میشینا)


هورنوشت8: اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم


هورنوشت9: گفتم توفیق یه صلوات اجباری رو بدست بیارین:)


هور نوشت10: خدانگهدار...یاعلی



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ پنج شنبه 21/7/90 ] [ 9:46 عصر ] [ *هور* ]

تو را از جان بیشتر دوست دارم


دوستت دارم زیرا تو نائب برحقی


دوستت دارم ...


هزاران دلیل می آورند تا تورا امام خطاب نکنیم!


اما تو امام مایی .. امام خامنه ای!


سفسطه میبافند و میگویند فلانی هم امام است امام محمد غزالی!!


میگویند: ما نفهمیدیم بلاخره چند امام داریم؟! 12 امام یا 14؟!!!


همان حرفی را میزنند که بی بی سی به خوردشان داده!


سنگ دانشگاه و دانشگاهیان را به سینه میزنند


مغزهاشان را شاید همان اساتید روشنفکر شستشو دادند!


و چه خوب شستشو دادند!!!



صلوات را بهانه ای کرده اند شاید برای تخریب تو! نمیدانم!...


خوب دم از امام زمان میزنند اما به حدیثش عمل نمیکنند!


مگر امام زمان نفرمودند: درزمان غیبت من به راویان حدیث ما رجوع کنید؟!


تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ سه شنبه 19/7/90 ] [ 2:4 عصر ] [ *هور* ]

می خوام برم امام رضا ، برم زیارت آقا


می خوام برم پر بزنم ، لابه لای کبوترا


سقا خونه ت کجاست آقا؟دلم یه جرعه آب میخواد


آهان ! آره یادم اومد ، روبروی ایوون طلا


پنجره فولادت ، میگن برات کربلا میده !


دخیل میبندم آقا جون ؛ منو ببر به کربلا



زائر دلشکسته ام ، دست من و دامن تو


دستِ خالی ردم نکن ، تو رو قسم میدم آقا


از راه دوری اومدم ، از کنــــــــار خواهر تو


تو رو به جون خواهرت ، مریضا رو بده شفا


عیدی ما باشه ظـــــهور حجت روی زمین


مهدی زهرا غریبه ،  آهای غریب الغربا !



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ شنبه 16/7/90 ] [ 8:51 عصر ] [ *هور* ]

در سرخ ترین طلوع صبح


در جمعه ای که به نام اوست


از سرزمین گل نرگس


ما را نگار می آید...


 


همنام رسول خوبان است


فرزند زهرای بتول و علی است


قرآن ناطق است مهدی ما


آیینه وار می آید...


 


بر مرکب حسین سوار است او


شمشیر حیدر است در دستش


به به ! به این صلابت و غیرت


باذوالفقار می آید...


 



 


می آید انتقام بگیرد


زهرا ، عـــدو ، سیلی و میخ در


محراب کوفه ، تشت خون ، کرب و بلا


آن شهسوار می آید...


 


 


مشک عمو به دوش خود دارد


دستان ساقی است در دستش


همچون ابوالفضل رشید است او


گویی علمدار می آید...


 


دنیا پر از عدل و داد شود


ظلم و ستم ، رخت بر بندد


عالم گلستان شود از رویش


دل را قرار می آید...


_____   _____   ____   ____ 


هور نوشت1 : این اولین باریه که دارم شعر نو میگم ببخشید اگه خوب از آب درنیومد!


 هور نوشت2: حالا خیلی سخت نگیرین بخدا توشعرنو استعدادندارم:(


هور نوشت3: برین شعرای قبلیمو بخونین خیلی هم بد نیستا !


هور نوشت4: نگید شعر بگید دلنوشته:)


هور نوشت5: حالا شما فک کردین سهراب و نیما ازاولش شعرای ناب میگفتن؟! نه بابا


هور نوشت6:اللهـــــــــــــــــــم عجل لولیک الفرج



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 15/7/90 ] [ 10:47 صبح ] [ *هور* ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

*هور*[185]
با تو دوباره درد دل آغاز می کنم .. این سفره را به خاطر تو باز می کنم
برچسب‌ ها
()
امکانات وب