سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
تسبــیــ ـ ـ ـح واژه ها

تسبــیــ ـ ـ ـح واژه ها
*هور*[185]
با تو دوباره درد دل آغاز می کنم .. این سفره را به خاطر تو باز می کنم 
قالب وبلاگ
   1   2      >

سروده ی من درسال هشتاد...یادش بخیر چه روزایی داشتیم!!!


گفته بودی که باز میای به عاشقت سر میزنی


منو رو بالهات میشونی تو آسمون پر میزنی


گفته بودی که قلبمو به هیچکس دیگه ندم


تو سینه زندونی شده اسیر غصه هاست و غم


 


گفته بودی که غصه های دلو آزاد میکنی


هر کسی رو که غمگینه میخندونی شاد میکنی


گفته بودی بهت بگم عاشق چشمون توام


ولی حالا بهت میگم مرده و مجنون توام


 


گفته بودی رو تن برف عکس یه خورشید میکشی


رو عشق آتشین من یه سابه بید میکشی


گفته بودی زمستونو از این زمونه میبری


به جاش برای همیشه فصل بهارو میاری


 


گفته بودی اسب سفید عشقتو زین میکنی


منو سوارش میکنی همچون و همچین میکنی


گفته بودی که زلفاتو نسیم شونه میکنه


چه کار کنم اگه دلم تو را بهونه میکنه


 


گفته بودی که بومی ساده ترین قبیله ای


همیشه پاک و بی ریا بدون شیله پیله ای


گفته بودی که همدم دلای پاک و ساده ای


تملق و ریا بسه عجب تو پر افاده ای!


 


گفته بودی که قایق آبی دریای دلی


وجودم از تو خالیه چه قصه های باطلی!


گفته بودی میری ولی کنار من بازم میای


از حالا تا روز ابد منتظرم تا تو بیای...




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ سه شنبه 28/4/90 ] [ 10:13 صبح ] [ *هور* ]

 


مولای من ! سلام...


میدانم ؛ خوب میدانم که این چندمین باراست که برایت مینویسم!


این چندمین بار است که از تو عذرمیخواهم...


این چندمین بار است که به تو قول میدهم...


این چندمین بار است که با تو عهد میبندم...


میدانم...میدانم...میدانم...


...و میدانم این چندمین بار است که دل تو را میشکنم!


زیر قولم میزنم...


عهد شکنی میکنم...


اشک چشمانت را سرازیر میکنم...


اما ؛  بهتر میدانم که تو هربار با تمام دلت پذیرای من هستی


و مرا از درخانه ات نمیرانی


و دست رد بر سینه ام نمیزنی


میدانم!...خوب میدانم که تو، تویی و من ، منم !!!


تو؛  آقای مهربان منی و من ؛ گدای بی چشم و روی در خانه ات!


تو کرم مینمایی  و من طمع میکنم!


تو میبخشی ، اما من گناه میکنم!!!


امشب باز هم آمده ام...


مولای من! باز هم به تو پناه آورده ام


بازهم مهربانی کن وعذرم را بپذیر


باز کرم نما و جسارتم را ببخش


باز با تمام دلت برایم دعا کن


باز هم دستم را بگیر...


باز با دلی آلوده به گناه میگویم: السلام علی المهدی



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ یکشنبه 26/4/90 ] [ 12:35 صبح ] [ *هور* ]

این دو بیتی تقدیم به او که میدانم آمدنی است...


تمام عالم امکان فدای قامت مهدی


 


جهان و ارض و سمائش، به زیر رایت مهدی


 


به انتظار نشستند تشنگان عدالت


 


شنیده اند قیامت کند، حکومت مهدی




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ پنج شنبه 23/4/90 ] [ 5:47 عصر ] [ *هور* ]

این دوبیتی تقدیم به او...


دلی که تنگ و غمین بود باز تنها شد


به وصل او نرسید و اسیر غمها شد


به بادبان دلش قایق دلم  پیوست


به گًِل نشاند دلم را ، خودش به دریا شد




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ شنبه 18/4/90 ] [ 6:48 عصر ] [ *هور* ]

نمیدونم چی بگم؟!


اصلا نمیدونم واسه چی اومدم بروز کنم ؟!


فقط میدونم که... نه هیچی هیچی نمیدونم!!!


خدایا کمکم کن


 نذار درگیر یکنواختی و روزمره گی شم


نذار کم بیارم


نذار بشکنم


نذار نابود شم


خدایــــــــــــــــا تنهام نذار



 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 17/4/90 ] [ 12:8 صبح ] [ *هور* ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

*هور*[185]
با تو دوباره درد دل آغاز می کنم .. این سفره را به خاطر تو باز می کنم
برچسب‌ ها
()
امکانات وب