سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
تسبــیــ ـ ـ ـح واژه ها

تسبــیــ ـ ـ ـح واژه ها
*هور*[185]
با تو دوباره درد دل آغاز می کنم .. این سفره را به خاطر تو باز می کنم 
قالب وبلاگ
   1   2   3      >

پا که در این محیط مجازی گذاشتی گمان کردی همه چیز مجازی است!


هوییت مجازی است!  شخصیتت مجازی است!  نامت مجازی است!


کلامت مجازی است!


وااااای اینها به کنار!! گمان کردی خدایت مجازی است؟!


نه خدا مجازی نیست خداهمیشه حقیقی بوده و هست!


به خودت بیا!


آخر تا کی دوز و کلک دراین محیط مجازی؟!


تا کی حیله گری در اینجا؟!


خدارا نمیبینی؟! نه؟!! 


اما او تورا میبیند...


رفتار تو را میبیند...


نوشته های تورامیبیند... حتی اگر خصوصی باشد!


خودت باش...خود حقیقی ات...دست بردار از این همه نقش بازی کردن!


____  ____  ____


هورنوشت: نقابت را بردار!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ یکشنبه 30/11/90 ] [ 10:58 عصر ] [ *هور* ]


 


 به بچه های کلاس گفتم تو یه برگه بنویسن چرا نماز میخونن؟


اینم جواب چند تا از اون بچه هاس:


 



مینا:آدمها برای آرامش روح و جان خود به نماز نیاز دارند


زینب:چون نماز واجب است و اگر نخونیم دچار اذاب میشیم(همون عذاب خودمونو میگه)..:)


زهرا:برای شکرگزاری از نعمتهای خدا نماز میخوانیم


یگانه:زیرا که فراموش نکنیم خدایی داریم


رویا:به دلیل خوشبختی خودمان


مریم:خدا که نیازی به نمازمان ندارد ما نماز میخوانیم تا احساس دلتنگی نکنیم


هدی: اگر نماز بخوانیم ابلیس از ما دور میشود


نسترن:به دلیل قدردانی از نعمتهای خدا نماز میخوانیم


زهرا2:برای اینکه برای آخرت خود توشه ای فراهم کنیم نماز میخوانیم و برای اینکه بجای جهنم به بهشت برویم


فرزانه:برای اینکه با خدا حرف بزنیم و همه رازهایمان را که به کسی نگفتیم به او بگوییم


پریسا:نماز رحمت الهی را فرو می آورد و دژی دربرابر  ابلیس است( فکر کنم سالنامه زیر دستش بود)....:)


عارفه:پدرم میگوید نمازستون دین است ؛ من به نمازعشق میورزم


و باتمام جانم نماز میخوانم(البته عارفه نمیخواد بگه که با انبیاء فامیله ها)...:)


____ ____ ____


هورنوشت:خدای مهربون ؛ می بینی همه بهت نیاز دارن فرقی نمیکنه بچه ان یا بزرگ...



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ شنبه 29/11/90 ] [ 8:10 عصر ] [ *هور* ]

 


از اون بچه های متین و مؤدب کلاسه


ازاونایی که به احترام ورود معلم تمام قد پامیشه


ازاونا که معنویت از حرفاش از نگاهش از رفتارش میباره


از اون بچه مثبتا


چرا حاشیه میرم؟


یک کلام:از اونایی که تو رو یاد خدامیندازه


زنگ کلاس که خورد رفت یه گوشه ای ایستاد


تا من برم بیرون بعد دنبالم راه افتاد


از پله ها که اومدیم پایین گفت:اجازه خانم!


من یه سؤال دارم


با لبخند گفتم:بله؟


گفت:ببخشید خانم ، چه جور میشه آدم خوبی شد؟!


چه کار کنم آدم خوبی باشم؟


باخنده گفتم:تو که خوبی!


گفت:نه! میخوام خیلی خوب باشم ؛


 میخوام مث آدمای خیلی خوب باشم


گفت:میخوام همه ازم راضی باشن...


یه کم باهاش حرف زدم و رفت!


اما خودم بدجور رفتم تو فکر!


آرزو کردم کاش منم مث اون دختر13ساله


همت میکردم خوب باشم


کاش منم مث اون دخترپاک و متین ،


یه کم به فکر خوب شدن و خوبتر شدن می افتادم!


___ ___ ___


هورنوشت: بعضی از بچه ها چقدر بزرگ هستن!


اون روز من شاگردبودم و اون معلم!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 28/11/90 ] [ 8:35 عصر ] [ *هور* ]

 


 


بادلی تنگ .. دلی پرازغم .. دلی خراب ، رفتم...


رسیدم به جایی که باید میرسیدم...


رسیدم به جمکران .. میعادگاه عاشقان .. قبله منتظران!


 


نگاهم که به گنبد فیروزه ای رنگ افتاد ، دلم آرام گرفت


همان دلِ تنگ .. همان دلِ پرازغم .. همان دلِ خراب!


 


سلام دادن به حجت روی زمین ، درزمین جمکران چه حالی داشت...


سلام برسید و سرورم...


سلام بر محبوب دلم...


سلام بر مهدی...


السلام علی المهدی...


 


و رسیدم به مسجد...


دورکعت نماز عشق...


دورکعت  نماز انتظار...


 دوتسبیح ایاک نعبد و ایاک نستعین..


چهارده مرتبه سبحان ربی العظیم و بحمده...


بیست و هشت مرتبه سبحان ربی الاعلی وبحمده...


وسلام دادم...


وتسبیحات مادرش زهرا...


ویک تسبیح درود بر جدش در سجده...


 


تمام دردهایم را درهمان سجده آخر گفتم


تمام غم هایم را...


تمام کاستی ها...


تمام دلتنگی ها...


تمام...


 


سبک شدم .. خیلی سبک .. خیلی سبک!


ممنونت هستم یابن الحسن...


ممنونت هستم ارباب...


خودت را از من نگیر...


____  ____  ____


هورنوشت : این پست رو تقدیم میکنم به خواهر کوچکم : هَلوع عزیز


که خیلی دلتنگ جمکرانه


 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ پنج شنبه 27/11/90 ] [ 8:29 عصر ] [ *هور* ]





 


سروده شد به بهانه سالروز ورود کریمه اهل بیت به کویرقم


 


تمام دار و ندارم فدای تو بانو


دوباره کرده دل من هوای تو بانو


 


شده کویر قم از برکت تو همچو بهشت


چه باصفا شده شهر از صفای تو بانو


 


مزار دخت نبی گرچه مخفی از نظر است


حریم فاطمه ، صحن و سرای تو بانو


 


کبوتران حرم عاشقانه می گَردند


به گِرد گنبد و گلدسته های تو بانو


 


به دردمندی این دل نگر که میدانی


همیشه درد من است و دوای تو بانو


 


اگر کنی نگهی سوی این دلِ خسته


به روی دیده نَهم خاک پای تو بانو


 


بگو به شاه خراسان دل مرا بخرد


بود رضای رضا(ع) ، در رضای تو بانو


___  ___  ___


هورنوشت:عمه سادات ، دل تنگ مرا کربلایی کن:(



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 26/11/90 ] [ 9:56 عصر ] [ *هور* ]
   1   2   3      >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

*هور*[185]
با تو دوباره درد دل آغاز می کنم .. این سفره را به خاطر تو باز می کنم
برچسب‌ ها
()
امکانات وب