|
تسبــیــ ـ ـ ـح واژه ها *هور*[185]
با تو دوباره درد دل آغاز می کنم .. این سفره را به خاطر تو باز می کنم | ||
|
[ یکشنبه 29/12/89 ] [ 3:23 عصر ] [ *هور* ]
طلاییه حمیدم را گرفتی گلم عشقم امیدم را گرفتی بگو یاس سپیدم را چه کردی! چرا یار شهیدم را گرفتی؟ برای حمید باکری که که پیکرش چندین سال در هور مجنون یا... مخفی است حمیدی که مرا ازمنجلاب گناه بیرون کشید ودستان یخ زده ام را با دستان گرمش نوازش داد دستان سرد دختری که خود را غرق در دنیا کرده بود! دختری که اکنون تمام زندگی اش را مدیون مهربانی حمیداست مدیون حمید وخدای حمید... یادش گرامی باد موضوعات مرتبط: برچسبها: [ جمعه 27/12/89 ] [ 12:12 صبح ] [ *هور* ]
هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
سلام اقای خوبم! اقای مهربونم! میدونی چقدر دلم برات تنگ شده؟ چقدر مشتاق دیدنتم! تنها دلخوشیم شده پنجشنبه وجمکران وحیاط و مسجد مقام ودو رکعت نماز عشق... نمازی که دویست بار میگی ایاک نعبد وایاک نستعین خیلی حال میکنی وقتی رکوعت بیشتر از همیشه طول میکشه توسجده هات به خدا نزدیکترمیشی آخ! نگو.... بعد نماز ...سرمیذاری رو مهر وصد مرتبه درود میفرستی بر محمد وآلش خداییش شیرین نیست! آقای من!بذار باتو..با نمازت حال کنم. موضوعات مرتبط: برچسبها: [ جمعه 27/12/89 ] [ 12:4 صبح ] [ *هور* ]
[ یکشنبه 22/12/89 ] [ 11:24 عصر ] [ *هور* ]
|
| |
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||