سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
تسبــیــ ـ ـ ـح واژه ها

تسبــیــ ـ ـ ـح واژه ها
*هور*[185]
با تو دوباره درد دل آغاز می کنم .. این سفره را به خاطر تو باز می کنم 
قالب وبلاگ
   1   2   3      >


تنهایی و عاشقی؛ تبارم این است


خون خوردن و انتظار ؛ کارم این است


دوچشم همیشه خیس؛ بایک دل تنگ


آقا ! همه ی دار و ندارم این است!!!


 


اللهم عجل لولیک الفرج


 


 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 30/2/90 ] [ 10:26 صبح ] [ *هور* ]

سلام دوستان !  الان یه تفأل زدم به حافظ تا از حال دلم خبر بگیرم...


جواب اومد:


بامدعی مگویید اسرارعشق ومستی


تابی خبر بمیرد دردرد خودپرستی


عاشق شو ارنه روزی کارجهان سرآید


ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی


.............................................


آن روز دیده بودم این فتنه ها که برخواست


کزسرکشی زمانی با ما نمی نشستی


عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ


چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی


 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ دوشنبه 26/2/90 ] [ 1:46 صبح ] [ *هور* ]

کربلای جبهه ها یادش بخیر



محفل و بزم شهیدان چه صفایی دارد


گوش برنغمه ی آن مطرب عشق


مطرب عشق عجب ساز ونوایی دارد


نقش هر پرده که زد راه به جایی دارد


خوشتر آن است که در محفلشان


جام تسنیم به دست شاهد زیبایی


چون ابوالفضل رشیدجلوه ای کرب بلایی دارد


بوی عطر صلوات است و گلاب


حوریان وغلمان همه در خدمتشان با آداب


بزم سرمستان است


باکری خندان است


حاج همت اینجاست


قطعه ای باغ بهشت است اینجا


چه گلستان قشنگی است خدایا اینجا!!!


یک طرف ردانی یک طرف خرازی یک طرف حاج احمد


خواب می بینم من؟!یاحقیقت دارد؟!


هاتفی گفت حقیقت دارد


خوب بنگر تو ببین حضرت فاطمه اینجاست


عنایت دارد ...   





موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ پنج شنبه 22/2/90 ] [ 4:51 عصر ] [ *هور* ]

سلام دوستان


بابا کشتید منو از دیروز


من دلم دیروز پریروز شکسته بود


اومدم یه پستی زدم که کمی دلم واشه


همتون شاکی شدید


میخوام بگم  اولا این دلگرفتگی ها مال همه س


دومش اینکه مگه شما تاحالا دلتون نگرفته؟ اونم بدجور!


سوم:الحمدلله با لطف خدا ودعای دوستان برطرف شد


.... الانم حالم کاملا خوبه خدارو شکر




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ سه شنبه 20/2/90 ] [ 12:33 عصر ] [ *هور* ]

نمی دونم  تو این یکی دو هفته


 تا حالا چند بار از زندگی گله کردم؟!


دیگه کم کم دارم خسته می شم...


دارم کم میارم! دارم از پا در میام!


دیگه تحمل ندارم!


هربار خودمو یه جورایی میزنم به بی خیالی


اما دیگه نمیتونم بی خیال شم!!!


مگه یه آدم چقدر تحمل داره؟!


چقدر میتونه دوام بیاره؟!


اگه من آدمم به خدا دیگه نمیتونم!


اگه نه که... این همه سختی چیه؟!


همیشه اطرافیانمو دعوت به صبر کردم


اما خودم ... بی شکیبم... صبر برام تکراری شده


از تکراربیزارم... از یکنواختی متنفرم...


کاش میشد برم جایی که فقط خودم باشم وخدا


که دیگه نه کسی ازمن برنجه


نه من از دیگری؛


کاش می شد...کاش...


اما بازم مث تمام روزایی که اومد و رفت


می گم:خدایا راضی ام به رضات؛


اگر رضایت تو زجر ماست


تمام سختیهای دنیا را میخرم


تا تو ، این دل شکسته منو خریدارباشی!


تحمل میکنم این ناملایمات روز گار رو


بلکه یه روزی به آرامش؛ به آسایش برسم!!!


خدایا ! تنهام نذار... رهام نکن 


 


الهی هب لی کمال الانقطاع الیک...



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ دوشنبه 19/2/90 ] [ 10:19 صبح ] [ *هور* ]
   1   2   3      >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

*هور*[185]
با تو دوباره درد دل آغاز می کنم .. این سفره را به خاطر تو باز می کنم
برچسب‌ ها
()
امکانات وب