|
تسبــیــ ـ ـ ـح واژه ها *هور*[185]
با تو دوباره درد دل آغاز می کنم .. این سفره را به خاطر تو باز می کنم | ||
|
تاحالا شده بی بهونه اشک بریزی؟ بی بهونه دلت بگیره؟ بی بهونه قهر کنی؟ بی بهونه...
تا حالا شده نفَست بالا نیاد؟ اونقدر بغض کنی که... تا حالا شده دلت واسه دلت بسوزه؟! هیچکی نفهمدت... همه تنهات بذارن...حس کنی آخر راهه!
تاحالا شده همه ی غمای دنیا تودلت جمع بشه؟ همه غصه ها مال تو باشه...همه دردها برا تو باشه؟ ........... ........... ............ الف)شده ب)نشده ج)هردومورد د)هیچکدام ه)سایرموارد پاسخ خود را به نشانی : اونجا ، همونجا که هیچکس بلد نیس، خیابان اونوری ، ساختمان اینوری! ارسال کنید _______ _______ _______ _______ هورنوشت : خب حالا عصبانی نشین خواستم بخندین
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 25/8/90 ] [ 7:36 عصر ] [ *هور* ]
سلام دوستان فردا(21 آبان) سالروز تولدمه ممنون از شما که با تبریکاتون شادم کردین این سروده طنز هم تقدیم به همه دوستان بزرگوارم بخصوص اونایی که شکایت کردن که شعر قبلیم سرد و غمگین بود:)
تولدم شده بیا برام یه دسته گل بیار بیا برای این حقیر یه کـــادوی تپل بیار لباس مباس برام بخر اگر که وسعت میرسه کلاه و شال و روسری ، یا پارچه بی گل بیار کتاب و کیف و کفش چطور؟ پول اینا رو که داری؟ بابا نخواستیم اینارو ، فقط یه شـــاخه گل بیار کیک نمیاری عوضش از گــــــــــــز اصفهان بیار گز نمیاری لااقل عکــس سی و سه پل بیار هیچی نخواستیم بی خیال! بیا فقط ببینمت اصلا برای بازیمون ، سنگ یه قل دوقل بیار موضوعات مرتبط: برچسبها: [ جمعه 20/8/90 ] [ 2:4 عصر ] [ *هور* ]
این ترانه امروز سروده شد تا تقدیم به کسی شود که... نرو کـه بی تو زندگی تاریک و سرده به خدا بدون تــــــــو دنیا پراز غصـــه و درده به خدا بدون تو دنیا برام مثل جهـــــــــنم میشه باز به جای عشق و آرزو ،دلم پر از غم میشه باز بدون تو بهـــــار من ، شکـل زمستون می گیره قلب کوچیکم تو سینه یخ میزنه ، زود می میره بدون تو شمـــعدونی باغچه ، طــــــراوت نداره دلم همش شـــور میزنه ، یه ذره طـــاقت نداره بدون تو خنــــده هـــــــم از روی لبام پر مـــیزنه به چشمای پر ازغمم ، اشکه که هی سر میزنه بدون تو هیچکس و هیچ چیزی برام قشنگ نیس دنیــــا پراز دورنگیه ، هیچ چی برام یه رنگ نیس اگه میخوای بری برو ، ولی فراموشــــــــــم نکن مثل یه شمع نیمه جون ، شدم ! تو خاموشم نکن موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 17/8/90 ] [ 3:32 عصر ] [ *هور* ]
از دوست و خصوصیات دوست خوب میگفتم ازانواع دوستیها ، از دوستیهای حلال و حرام رسیدم به بحث دوستی با جنس مخالف... گفتم دخترا نباید خودنمایی کنن و... یکی از اون بچه هایی که همیشه حرفی واسه گفتن داشت دستشو گرفت بالا و گفت : اجازه خانم! بش اجازه دادم حرفشو بزنه گفت: تابستون که رفته بودیم فلان شهر ، مسافرت ؛ خانمه وقتی شالش افتاد اصن براش مهم نبود که مردم نیگاش میکنن!!! خانم! یاد حضرت رقیه افتادم که وقتی تو بیابون گم شده بود و حضرت زینب پیداش کرد ، گفت: عمه! یه چیزی بده من بندازم رو سرم و... خانم! من خجالت کشیدم از رفتار اون زنه! تو دلم گفتم عزیزکم ! اونیکه باید خجالت بکشه تو نیستی که ...
____ ____ ____ ____ ____ هور نوشت : کاش مث یه دختر بچه 12ساله از بعضی کارای خودمون خجالت بکشیم! موضوعات مرتبط: برچسبها: [ دوشنبه 9/8/90 ] [ 8:22 عصر ] [ *هور* ]
به به!! عجب عروس و دامادی! زهرا و علی... چقدر به هم میان! خیلیییییی مبارکه
امشب شب وصل علـــی و زهراست بزم شعف در عرش و فـرش برپاست تبریک و شـــــــــــــــــادباش برمحــمد کو شاهد است و عاقد است و باباست ______ ______ _____ ______ _____ هور نوشت: خدایا به حق این عروس و داماد همه دختر پسرا رو خوشبخت و عاقبت بخیر کن. موضوعات مرتبط: برچسبها: [ شنبه 7/8/90 ] [ 10:50 صبح ] [ *هور* ]
|
| |
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||