سفارش تبلیغ
صبا




























یا مجیب المضطر



نشسته حسرت سفر به چشم های بی قرار

نگاه من ، سکوت تو... وَ سوت مبهم قطار


تو می روی و می رود قرار از کف دلم

تو می روی و می رسد به سینه زخم بیشمار


غروب خاطرات تو ، طلوع تلخ بی کسی

هجوم هولناکِ شب به روزهای انتظار


چه سخت عاشقت... ولی چه ساده دل بریدی و...

شکست شیشه ی دلم به دست سنگ روزگار


نشد شویم همسفر سفر بخیر بی وفا

به بغض اعتنا نکن ، ببار چشم من ببار


م.ناصری


نوشته شده در دوشنبه 95/5/4ساعت 11:7 صبح توسط هور نظرات ( ) |


Design By : Pichak