سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
أنٌ الارض یرثها عبادی الصالحون

أنٌ الارض یرثها عبادی الصالحون





دیری است حال و هوای دلم ابری است...


با این دل زخمی .. با این چشم بارانی .. با این نگاه حزن آلود .. میخوانمت ، اجابتم کن


 


دیگر مرا توان نفس کشیدن نیست ، دراین هوای غبار آلود شهر...


 


تو که می بینی  ساختن و سوختنم را...


تو که می شنوی صدای مضطرم را...


تو که می دانی درمان دردم را ..  میخوانمت ، اجابتم کن


 


دراین روزهای سردرگمی...


دراین شبهای سوت و کور...


در این زمانه ی ویرانی .. میخوانمت ، اجابتم کن


 


دریا دریا ، دلم اروند میخواهد...


آسمان آسمان ، دلم  طلائیه میخواهد...


دنیا دنیا ، دلم شلمچه میخواهد...


کاروان کاروان ، دلم شهید میخواهد .. میخوانمت ، اجابتم کن


_____  _____  _____


هورنوشت: دلـــــــــــــــــــــــــــــم کربلای ایران میخواهد:(


نوشته شده در پنج شنبه 4/12/90ساعت 6:39 عصر توسط *هور* نظرات ( ) |

این سروده  تقدیم به دل تنگم!


 


دل من شکوه مکن قهر مکن


ناز بر مردم این شهر مکن


 


مردم شهر همه سنگدل اند


همه بی رحم و زیک آب و گِل اند


 


همه نامحرم اســـــــرار منند


غــــــــــــرق آزار دلِ زارِ منند


 


همه بی مهر و وفایند ، ببین


در پیِ جور و جفایند ، ببین


 


تو ببین بارش چشمان مرا


تو ببین شبنم مژگان مرا


 


یک نفر بهر دلـــــم یار نبود


غمخور این دل بیمـــار نبود


 


یک نفر حرف دلم را نشنید


یک نفر ناز دلم را نکشید


 


دل من از دگران یاد مکن


صبر کن ناله و فریاد مکن


 


هیچ کس درد مرا درمان نیست


هیچ کس رنج مرا پایان نیست


 


______  ______  _____


هورنوشت1:آسمان شهرم آفتابی و آرام


اماآسمان چشمانم عجیب بارانی است...


هورنوشت2:باز تاب نیاوردی دل من ..  بازهم قلم زدی؟


 


نوشته شده در سه شنبه 2/12/90ساعت 5:40 عصر توسط *هور* نظرات ( ) |


 


ازخلق و خوی باباش گِله میکرد میگفت:خیلی بد دهنه


میگفت:به دوستام حسودیم میشه که باباهاشون اونقد مهربونن


گفتم:مبادا حرمتشو بشکنیا ان مع العسر یسرا


 


میگفت:صاحبخونه دیگه مهلت نمیده همین روزاس که بیرونمون کنه


تواین فصل سال کجا بریم؟به کی پناه ببریم؟


گفتم:به خداپناه ببر ان مع العسر یسرا


 


با ناراحتی میگفت:آخه چقد درس بخونم و قبول نشم؟


بخدا خسته م .. دیگه ازبابا و مامانم خجالت میکشم


مغزم دیگه نمیکشه . گفتم قبول میشی ایشالله ان مع العسر یسرا


 


ازروزگار غمگین بود  میگفت:فقر امانمونو بریده


همه ش نداری همه ش بدبختی


گریه میکرد و میگفت. گفتم ناشکری نکن ان مع العسر یسرا


 


ازوضع جامعه شکایت میکرد میگفت این چه وضع حجابه؟


این چه وضع  مسلمونیه؟


پس کجاس آقا؟


گفتم  بلاخره یه روز آقا میاد ان مع العسر یسرا


___  ____  ____


هورنوشت: ان مع العسر یسرا (6/ شرح)


نوشته شده در دوشنبه 1/12/90ساعت 8:9 عصر توسط *هور* نظرات ( ) |

پا که در این محیط مجازی گذاشتی گمان کردی همه چیز مجازی است!


هوییت مجازی است!  شخصیتت مجازی است!  نامت مجازی است!


کلامت مجازی است!


وااااای اینها به کنار!! گمان کردی خدایت مجازی است؟!


نه خدا مجازی نیست خداهمیشه حقیقی بوده و هست!


به خودت بیا!


آخر تا کی دوز و کلک دراین محیط مجازی؟!


تا کی حیله گری در اینجا؟!


خدارا نمیبینی؟! نه؟!! 


اما او تورا میبیند...


رفتار تو را میبیند...


نوشته های تورامیبیند... حتی اگر خصوصی باشد!


خودت باش...خود حقیقی ات...دست بردار از این همه نقش بازی کردن!


____  ____  ____


هورنوشت: نقابت را بردار!


نوشته شده در یکشنبه 30/11/90ساعت 10:58 عصر توسط *هور* نظرات ( ) |


 


 به بچه های کلاس گفتم تو یه برگه بنویسن چرا نماز میخونن؟


اینم جواب چند تا از اون بچه هاس:


 



مینا:آدمها برای آرامش روح و جان خود به نماز نیاز دارند


زینب:چون نماز واجب است و اگر نخونیم دچار اذاب میشیم(همون عذاب خودمونو میگه)..:)


زهرا:برای شکرگزاری از نعمتهای خدا نماز میخوانیم


یگانه:زیرا که فراموش نکنیم خدایی داریم


رویا:به دلیل خوشبختی خودمان


مریم:خدا که نیازی به نمازمان ندارد ما نماز میخوانیم تا احساس دلتنگی نکنیم


هدی: اگر نماز بخوانیم ابلیس از ما دور میشود


نسترن:به دلیل قدردانی از نعمتهای خدا نماز میخوانیم


زهرا2:برای اینکه برای آخرت خود توشه ای فراهم کنیم نماز میخوانیم و برای اینکه بجای جهنم به بهشت برویم


فرزانه:برای اینکه با خدا حرف بزنیم و همه رازهایمان را که به کسی نگفتیم به او بگوییم


پریسا:نماز رحمت الهی را فرو می آورد و دژی دربرابر  ابلیس است( فکر کنم سالنامه زیر دستش بود)....:)


عارفه:پدرم میگوید نمازستون دین است ؛ من به نمازعشق میورزم


و باتمام جانم نماز میخوانم(البته عارفه نمیخواد بگه که با انبیاء فامیله ها)...:)


____ ____ ____


هورنوشت:خدای مهربون ؛ می بینی همه بهت نیاز دارن فرقی نمیکنه بچه ان یا بزرگ...


نوشته شده در شنبه 29/11/90ساعت 8:10 عصر توسط *هور* نظرات ( ) |

Design By : Pichak